الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
6
ضياء القلوب ( فارسى )
استفادهء علم ، و اين صفت پسنديده است از فضلا . و سيد مرتضى رحمه اللّه ردّ كلام او كرده به آنچه حاصلش اين است كه : حمل كلام عمر بر استحباب دفع عيان و محسوس است چه مروى از او تحريم است ، و اگر حكم او تحريم نبود آيه حجت بر او نبود ، و اعتراف به اينكه اين زن افقه از اوست نمىكرد و تواضع بر وجهى كه خطاء مصيب و اصابت مخطى فهميده شود جايز نيست . و بعض علماى كرام طاب ثراه تأييد كرده است نهى عمر تحريمى بودن را به حرام بودن ، گردانيدن مهر در بيت المال به واسطهء ترك مستحب « 1 » . و فضل بن روزبهان گفته است : عمر ارتكاب محرم نكرده است بلكه تهديد به آن كرده ، و اگر آنچه گفته بود به عمل مىآورد هرآينه ارتكاب محرم كرده بود به زعم او . و در كلام تصحيح كنندگان قول عمر نظر است غير آنچه ظاهر شد از آنچه نقل كردم : اما در كلام صاحب « مغنى » به واسطهء آنكه استدلال نكرد زن بر عمر مگر به آيه ، پس اگر مراد قاضى اين باشد كه از فعل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به رجحان قلت مهر ظاهر شد و چون مقتضاى آيه جواز كثر [ ت ] بود پس اقتدا به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مبنى است بر رضا ، و عمر غافل از مقتضاى آيه بود . پس همين مراد است از جهلى كه نسبت دادهاند به عمر زيرا كه هرگاه غافل باشد از مقتضاى آيه كه جواز كثر [ ت ] است پس متعين است قليل به زعم او ، پس افتاد در آنچه فرار از آن مىكرد .
--> ( 1 ) . الشافى 4 / 185 .